در حال بارگذاری
  • 150
    دنبال کننده
  • 15
    دنبال شونده
  • 766.4هزار
    بازدید

پیچک( قاصدک شعر و غزل )

سید مجتبی محمدی

نمایش اطلاعات کانال بستن اطلاعات کانال

سید مجتبی محمدی

  • 150
    دنبال کننده
  • 15
    دنبال شونده
  • 766.4هزار
    بازدید
Loading...

همه ویدیو ها

  • هله. آلبوم ' می صوفی افکن کجا میفروشند ' داود آزاد

    288 بازدید

    ای مطرب خوش قاقا تو قی قی و من قو قو تو دق دق من حق حق تو هی هی ومن هو هو شور طرب انگیز مولوی عود و تنبور و آواز : داود آزاد نی : جاوید ابراهیم پور دف و دمام : نبیل یوسف شریداوی

  • ناز نگاه لیلی : اشعار جلال رستمکلایی با آوای زری مینویی

    90 بازدید

    آسمانِ سراسر مشرق از اشک خواهران تو ابری ست . ناز نگاهت را باران کن لیلا ! بر زخم هایشان ببار ! جلال رستمکلائی امانم را می برد نام نرگس نام سوسن امانم را نام مینا و مریم می برند وقتی که نام هر گلی تداعی نام توست جلال رستمکلائی

  • خندهای جا مانده : شعر از مرتضی راهبر با خوانش زری مینویی

    43 بازدید

    روزگارم خنده هایت را کجای این زندگی جا گذاشته ای میان لباس های اتو نکرده پشت چهره ی خسته تو چه اتفاقی افتاده است که من از آن بی خبرم انگشتهای باریک و سفید و کشیده ات را برپوسته ی کدام فصل کشیده ای چند بوسه گلریز چند ابی پرواز چند ترانه ی دل ناز جهان به تو بدهکار است چند بگو من هنوز از ناگفته های تو پرم من هنوز از ناگفته های تو پرم روزگارم اینجا غریبه ها بسیارند و دزد خندهای تو بیشمار مراقب باش اینجا زندگی را اعدام می کنند بی که حتی مهلت بدرودش بدهند تو که خوب م

  • سمفونی قلب من : شعر مرتضی راهبر با خوانش زری مینویی

    56 بازدید

    تمام را ه را برای دیدار تو پیمودم برای نشانی از تو برای نشانی از تو از داخل نگاتیو های رنگ پریده به جستجوی چشمانت بودم دستانت چقدر با قربت آشناست این جاده ها مثل طنابی سردر گم می مانند بارش برف روی خاطرات من و تو و حضور ملموس سمفونی قلب من در خط کشی های خیابان عابران خسته و ملول که دچار یاسی مفرط شده اند هم آغوشی را درشیشه های وتکا و شراب جستجو می کنند میشود در کنار تو حتی به تکه نانی ایمان آورد تو لبخندت را در البوم عکس جا گذاشتی و من دوست داشتنت را تازه آ

  • نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد: شعر مرتضی خدمتی با آوای زری مینویی

    285 بازدید

    نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد نشد...نشد گل من! باغبان اجازه نداد برای بودن با هم خودت که می دانی جهان به هیچ یک از عاشقان اجازه نداد درخت بودم و می خواستم پرنده شوم زمین قبول نکرد آسمان اجازه نداد چه حرف های بزرگی که در دلم خشکید ولی نشد که بگویم ، دهان اجازه نداد دو گام مانده به آغاز آن مسافت سبز خطای راوی این داستان اجازه نداد قطار عشق، کسی را به مقصدی نرساند همیشه حادثه ای ناگهان اجازه نداد تو عاشقانه ترین ماجرای عمر منی اگر تو را نسرودم زمان اجازه نداد . . مرتضاخدمتی

  • دریابید و دُر یابید : شعر و خوانش کیوان اصلاح پذیر

    39 بازدید

    دریابید و دُر یابید .. دَر هم نیافتید پنجره یابیدن کار سختی نیست .. دُرهای بحرینی و نقطه های اقلیدس هردو گردند .. هندسه می گوید نقطه ، بی همه چیز ست ... من ندیدم تخم هیچ پرنده ای را گِرد .. حالا هی بنویس ب گرد تا ب گردیم .. ما که هردو گَردیم و رقص غبار هم عادی شده در شهر .. گرچه می گویند تخم کفتر ..تر .. تر.. تعمیر می کند لکنت را .. اما نقطه که بترکد صفر زاده می شود .. بی نقطه هندسه نبود ( یونان چشمک می زند ) .. بی صفر عدد نبود .. ( هند چشمک می زند ) .. انکار نقطه حرف ندارد .. سکوت اهل نقطه شکستن نبود

  • شبم که بی تو به آغوش اشک مهمانم : شعر ویدا وکیلی با آوای رضوانه

    289 بازدید

    شبم که بی تو به آغوش اشک مهمانم همان ستاره که تا صبحدم پریشانم تمام بودن من درد می کند هرشب من آن پرنده ی بی آسمان و نالانم گریختم من از این ازدحام آدم ها به جز تو از همه ی چشم ها گریزانم از اینکه بیشتر از بیش عاشقت نشدم از اینکه عشق تو را باختم پشیمانم تو هم شبیه منی ..بیقرار و بی خوابی تو هم دلت به دلم مبتلاست می دانم به دردهای دلم گوش کن ، مرا بشناس دلیل هستی من باش و مرز عصیانم غزل سرودم و هر مصرعش به خود گفتم : کجاست آن که سرآغاز بود و پایانم... ویدا وکیلی دکلمه رضوان

  • خاک پوک : شعر محمد رضا ترکی با گویش علی محمدی

    131 بازدید

    دریا و کوه و باغ و بیابان عوض شده ست رفتار باستانی باران عوض شده ست بر خار و خاره ناله کنان می دود به درد هیهای بادهای پریشان عوض شده ست دیگر مکن به گفته تقویم اعتماد پاییز با بهار و زمستان عوض شده ست موسیقی ملایم امواج در نسیم با ضجه های وحشی طوفان عوض شده ست این خاک پوک کرده دهان وا که گویدت مفهوم چاله های خیابان عوض شده ست جغرافیای جنگل و دریا و دشت بود وقتی که مرد روح درختان، عوض شده ست او گریه می کند به مگس های منقرض شکل ریای مردم دوران عوض شده ست! او فکر می کند به رهایی رسیده...آه زنجیرهای کهنه

  • خسته ام از این دو رنگی ها :شعر ستار روهنده با صدای علی محمدی

    320 بازدید

    مثل یك رنگی كه می بازد به رنگارنگ ها! خسته ام ازاین دورنگی ها واین نیرنگ ها! می برد خود را به كام مرگ از بیچارگی كوزه ابی كه بازی می كند با سنگ ها!

  • زمان اجازه نداد : شعر مرتضا خدمتی با صدای علی محمدی

    445 بازدید

    نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد نشد...نشد گل من! باغبان اجازه نداد برای بودن با هم خودت که می دانی جهان به هیچ یک از عاشقان اجازه نداد درخت بودم و می خواستم پرنده شوم زمین قبول نکرد آسمان اجازه نداد چه حرف های بزرگی که در دلم خشکید ولی نشد که بگویم..دهان اجازه نداد دو گام مانده به آغاز آن مسافت سبز خطای راوی این داستان اجازه نداد قطار عشق کسی را به مقصدی نرساند همیشه حادثه ای ناگهان اجازه نداد تو عاشقانه ترین ماجرای عمر منی اگر تو را نسرودم زمان اجازه نداد . . مرتضاخدمتی

  • دلم گنجشك پر بسته‏ س : ترانه محمد صالح علاء دکلمه : علی محمدی

    550 بازدید

    صدای باد و بارونه صدای شرشر آروم ناودونه یكی داره تو تنهایی یه شعر تازه می‏خونه خودش تنها، صداش غمگین، دلش كوچیك، غمش اندازه دنیاس ... " دلم غمگین و بی‏تابه مث ماهی توی یك تنگ بی‏ آبه دلم گنجشك پر بسته‏ س تك و تنهاست از این بی‏ همدمی خسته‏ س دلم یه همزبون می‏خواد یه دوست مهربون می‏خواد یكی باشه دلم واشه مث یك نقطه روشن توی تاریكی پیدا شه ببار ای نم‏ نم بارون كه باز آبی بشن ابرا بتاب ای قرص ماه نو كه روشن شه دل علا " محمد صالح علا

  • لذت مکاشفه : شعر احسان افشاری با صدای علی محمدی

    205 بازدید

    از شمس مینویسى و با ماه میپرى در مشت سیب سرخى و بر پشت خنجرى موى طلایى تو كجا روى من كجا هندوى سبزه را چه به بازار زر گرى؟ من در كدام پرده فراخوانده مى شوم خود پرده مى كشانى و خود پرده مى درى تا راه مى زنم كه ببینم، مخالفى تا آه مى كشم كه بگویم، مكدرى تو، لذت مكاشفه در باغ هاى مست من، قفل زنگ خورده ى جا مانده بر درى هم در غزل غزال تو را جست رودكى هم در قصیده قصد تو را داشت انورى كابوس ردّپاى تو را خواب دیده ام از هرچه بگذریم… مبادا كه بگذرى! احسان افشارى

  • لذت مکاشفه : شعر و خوانش احسان افشاری

    102 بازدید

    از شمس مینویسى و با ماه میپرى در مشت سیب سرخى و بر پشت خنجرى موى طلایى تو كجا روى من كجا هندوى سبزه را چه به بازار زر گرى؟ من در كدام پرده فراخوانده مى شوم خود پرده مى كشانى و خود پرده مى درى تا راه مى زنم كه ببینم، مخالفى تا آه مى كشم كه بگویم، مكدرى تو، لذت مكاشفه در باغ هاى مست من، قفل زنگ خورده ى جا مانده بر درى هم در غزل غزال تو را جست رودكى هم در قصیده قصد تو را داشت انورى كابوس ردّپاى تو را خواب دیده ام از هرچه بگذریم… مبادا كه بگذرى! احسان افشارى برداشت از

  • روح زخمی : شعر و گویش کیوان اصلاح پذیر

    250 بازدید

    قرارم با زمین بهم خورده است .. زمین خوردنم اختیاری نیست ..مزه خاک . گم شده در ارتفاع هبوط ...دلشوره ام دریایی ست با عقربه های تند و کند ..جوی کوچک باریک را هم می زنم .. تا دقیقه ی گذر- بازی سیاه ماهیان کوچولو ..لو ..لو ..لولوی خاورمیانه سرخ و سیاه است..برای دلمشغولی ترس .. امپریال باهوشتر از امپراطور.. ..موعد قرار گسل داشت ..سل بیماری عاشقان هم هست ..در هوای هم اگر نفس ..نفس..فس فس و خس خس سینه ها در دود ..دود هاله ی وصل زمین به هوا ..پیام خاک به خلاء .. ای روح زخمی ..هبوط را پس بگیر ..جا برای مرد

  • داغ پرواز : شعر زری مینویی با صدای جلال رستمکلایی

    228 بازدید

    ورقی سفید و قلمی کافیست که از تو به خود بنویسم تا پرندگان اشتباه باغبان را به حساب گل سرخ نگذارند تا ابرها باورکنند انکه بیشتراز هرکس انها را میفهمد خورشید است باید جای زخم هایت را نقاشی کنم تا کودکان فردا بدانند پرواز شاد و شیرینشان را کدام داغ رقم زده است نه من نباید از خودم بگریزم من نباید تلخ و تاریک باشم چه اینجا چه انجا چه بیجا نباید زری مینویی

  • باد عاشقانه می وزد : شعر محمد برلین صدا جلال رستمکلایی

    90 بازدید

    از آن جویبار سرد و خشک میگشتیم در مرز جوانی بوی دلنشین تو میتراوید درسینه ام وسینه ام آتش میگرفت برای یک بوسه نفسهای گرمم لبهای زنگار بسته مرا مذاب میکرد محمد برلین

  • آن روز ها : شعر بهروز آورزمان با صدای علی محمدی

    389 بازدید

    آن روز ها : شعر بهروز آورزمان با صدای علی محمدی آن روزها نام مرا حتی نمیدانست من عاشقش بودم ولی گویا نمیدانست من مشت خود را باز کردم خط به خط خواندم انگار او چیزی از این خط ها نمیدانست با خود کلنجار عجیبی داشتم ، آیا از عشق می دانست چیزی یا نمیدانست؟ هی خواب می دیدم که در گرداب گیسویم اما کسی تعبیر رویا را نمیدانست

  • یک قرن تنهایی : شعر سجاد صفری اعظم با صدای علی محمدی

    1,711 بازدید

    یک قرن تنهایی حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق روح ما آبستن یک قرن تنها بودن است طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق دست هایت را خودت "ها"کن اگر یخ کرده اند از لب معشوقه هامان "ها"نمی آید رفیق هضم دلتنگی برای موج آسان نیست ...آه آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق التیام درهای ما فقط مرگ است و بس حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق سجادصفری اعظم

  • در غیبت حضور : اشعار منصور خورشیدی با صدای اصغر معینی

    122 بازدید

    هجای بال ** انس علف با خاک زیباتر از رشد برگ ها با کندی نفس های حاضر شکل بهار می شود وقتی آبی ناگهان عصر زیباتر از عبور کبوتر روی هجای بال مست تماشا می شود ***** هوش لبریز از تفکر ناگاه درهم می ریزدم در هوایی که شکل دیگر نام روی عصب های خاک پیمانه می شود منصور خورشیدی

  • سایه ها فقط به دیوار تکیه می زنند : شعر پرستو ارستو با خوانش زری مینویی

    620 بازدید

    سایه ها فقط به دیوار تکیه می زنند : شعر پرستو ارستو با خوانش زری مینویی پیش از آنکه صدای گریه اش ازحنجره ی بادهای ولگرد پژواک کند می تکانم دستمال ام را ازعطسه ی ستاره ی شناوری که هیچ سیاره ای دورِ سر اش نمی گردد ومن نمی دانم چگونه باید بفهانم بی گذر نامه اند همه ی غرق شدگانِ پیش از خود ام که درسینه ام هنوز شنا می کنند و هنوز بی روادید نفس می کشند وچشم هیچ زخمی برای شان نترکیده با دانه دانه ی اسپند . آسمان که باور نمی کند این ابر های خاکستر در پیراهن ام از کنده ی سیگار کسی دود نمی

  • تنهای تنها: شعر اصغر عظیمی مهر با خوانش علی محمدی

    261 بازدید

    تنهای تنها: شعر اصغر عظیمی مهر با خوانش علی محمدی انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست ! تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست ! تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست ! با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم هر «خانواده» جمعی از «چندین نفر تنها» ست! علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست ! -با اینکه در این روزها نوع بشر تنهاست – نقاش تنهایی یک شهر بزرگم من ! هر خالقی در موقع خلق اثر تنهاست ! دل

  • گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی : شعر حامد عسکری با صدای علی محمدی

    970 بازدید

    گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی : شعر حامد عسکری با صدای علی محمدی هرچه با تنهایی من آشناتر می شوی دیرتر سر میزنی و بی وفاتر می شوی هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی عشق قلیانی ست با طعم خوش نعنا دوسیب می کشی آزاد باشی، مبتلاتر می شوی! یا سراغ من می آیی چتر و بارانی بیار یا به دیدار من ابری

  • کبریای توبه را بشکن : شعر فاضل نظری با صدای علی محمدی

    722 بازدید

    کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است از جواهرخانه خالی نگهبانی بس است ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین آبروداری کن ای زاهد مسلمانی بس است خلق دلسنگ اند و من آیینه با خود می برم بشکنیدم دوستان دشنام پنهانی بس است یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد هفتصد سال است می بارد! فراوانی بس است نسل پشت نسل تنها امتحان پس می دهیم دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است بر سر خوان تو تنها کفر نعمت می کنیم سفره ات را جمع کن ای عشق مهمانی بس است ! فاضل نظری جان

  • خشک شد بیخ طرب : شاعر حسین منزوی با صدای علی محمدی

    243 بازدید

    خشک شد بیخ طرب ** وقتی که خواب نیست، ز رویا سخن مگو آنجا که آب نیست، ز دریا سخن مگو پاییزها، به دور و تسلسل رسیده اند از باغهای سبز شکوفا، سخن مگو دیری است دیده، غیر حقارت ندیده است بیهوده از شکوه تماشا، سخن مگو یاد از شراب ناب مکن! آتشم مزن! خشکیده بیخ تاک، حریفا!سخن مگو چون نیک بنگری، همه زو بیوفاتریم با من ز بی وفایی دنیا، سخن مگو

  • به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد:شعر فروغ فرخزاد با صدای علی محمدی

    469 بازدید

    به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد:شعر فروغ فرخزاد با صدای علی محمدی به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد ** به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر می کردند به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه می آوردند به مادرم که در آینه زندگی می کرد و شکل پیری من بود و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را از تخم های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد می آیم می آیم می آیم ب

  • ز دودیده خون فشانم: شعر از فخرالدین عراقی صدا علی محمدی

    454 بازدید

    ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی چه کنم که هست اینها ، گل باغ آشنایی همه شب نهاده ام سر ، چو سگان بر آستانت که رقیب در نیاید ، به بهانه گدایی!

  • برایم بهار بفرستید: شعر منیژه درتومیان باصدای علی محمدی

    342 بازدید

    دلم گرفته، برایم بهار بفرستید ز شهر کودکیم یادگار بفرستید دلم گرفته پدر! روزگار با من نیست دعای خیر و صدای دوتار بفرستید

  • اما مرا نشناختی : شعر کاظم بهمنی با صدای علی محمدی

    516 بازدید

    اما مرا نشناختی : شعر کاظم بهمنی با صدای علی محمدی پشت رُل، ساعت حدوداً پنج، شاید پنج و نیم داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بستِ باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم، آرام گفتی: «مستقیم» زل زدی در آیِنه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند

  • آن چشم های روشنت را دوست میدارم : شعر محسن همایون با صدای علی محمدی

    380 بازدید

    آن چشم های روشنت را دوست میدارم : شعر محسن همایون با صدای علی محمدی آن چشم های روشنت را دوست میدارم دیباچه ی گرم تنت را دوست میدارم ای اولین فصل از کتاب دلخوشی هایم اردیبهشتی بودنت را دوست میدارم اری عزیزم ای شراب کهنه ی شیراز حتی عزیزم گفتنت را دوست میدارم

  • هیچ کس هیچ کسی را نشناخت : شعر محمد زهری با صدای علی محمدی

    913 بازدید

    هیچ کس هیچ کسی را نشناخت : شعر محمد زهری با صدای علی محمدی هیچ کس هیچ کسی را نشناخت هرکه پرورده ی دست وطنی من ، منم، دور زدنیا ی توام تو، تویی ، دور ز دنیای منی زیر آرامش خود ریخته ایم جوش تشویش به هر قطره ی خون توکه خویشی و زخود با خبری هیچ دانی که منم اکنون چون؟ من هم ای دوست کجا ره دارم در دل خلوت بیگانه ی تو شاید اندرپس آباد تو هست تلخی خانه ی ویرانه ی تو محمد زهری