در حال بارگذاری
Loading...
خشت خام (21 ویدیو)
21 / 19
خشت خام / نوبت نوزدهم / گفتگوی حسین دهباشی با اردشیر خورشیدیان

خشت خام / نوبت نوزدهم / گفتگوی حسین دهباشی با اردشیر خورشیدیان

70,771
خشت خام / نوبت نوزدهم / گفتگوی حسین دهباشی با دکتر اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن موبدان تهران (زرتشتیان)
دیدگاه‌ها
  1. 5 روز پیش
    ایستگاه جان لطفا اینقدر قسمت یک تا هزار رو تو نظر مخاطب ننویس، تمام مصاحبه رو چرا دوباره متن میکنی، مگه سریال تلویزیونی داری شرح میدی از قسمت یک شروع میکنی تا قسمت بی نهایت، بیخیال شو جان مادرت
  2. سلام؛ قسمت 1 : مطالب زیر از شهید مطهری ( کتاب عدل الهی ص 64 به بعد) در خصوص عقاید زرتشتیان محترم نقل می شود که می تواند برای علاقه مندان به نوع باور ایشان، مفید باشد: بشر و مخصوصا نژاد آریا ، از دیر باز پدیده‏های جهان را به دو قطب ” خوب ” ها ” بد ” ها تقسیم می‏کرده است . نور ، باران ، خورشید ، زمین و بسیاری از چیزهای دیگر را در قطب خیرها و خوبها بشمار می‏آورده‏ است و تاریکی ، خشکسالی ، سیل ، زلزله ، بیماری ، درندگی و گزندگی را در صف بدها و شرور جای می‏داده است . البته در این دسته بندی ، بشر ، خودش را مقیاس و محور تشخیص قرار می‏داده است ، یعنی هر چه را که برای‏ خویش سودمند می‏یافته ” خوب ” می‏دانسته و هر چه را که برای خویش‏ زیانمند می‏دیده ” بد ” می ‏نامیده است
  3. قسمت 2 : برای انسانهای پیشین این اندیشه پیدا شده است که آیا بدها و شرها را همان کسی می‏آفریند که خوبها و خیرها را پدید آورده است ؟ یا آنکه خوبها را یک مبدأ ایجاد می‏کند و شرها را مبدأی دیگر ؟ آیا خالق نیک و بد یکی‏ است ، یا جهان دو مبدأ و دو آفریننده دارد ؟ گروهی چنین حساب کردند که آفریننده ، خودش یا خوب است و نیکخواه ، و یا بد است و بدخواه . اگر خوب باشد بدها را نمی‏آفریند ، و اگر بد باشد خوبها و خیرها را ایجاد نمی‏کند . از این استدلال ، چنین نتیجه گرفتند که جهان دو مبدأ و دو آفریدگار دارد ( ثنویت) اعتقاد ایرانیان قدیم به مبدأی برای نیکی و مبدأی دیگر برای بدی که‏ بعدها با تعبیر ” یزدان ” و ” اهریمن ” بیان شده از همینجا پیدا شده‏ است.
  4. قسمت 3 : بر حسب آنچه تاریخ نشان می‏دهد ، نژاد آریا پس از استقرار در سرزمین‏ ایران ، به پرستش مظاهر طبیعت البته مظاهر خوب طبیعت از قبیل آتش ، خورشید ، باران ، خاک و باد پرداختند . بر حسب اظهار مورخین ، ایرانیان‏ بدها را نمی‏ پرستیدند ،ولی مردمانی از غیر نژاد آریا وجود داشته‏اند که‏ بدها و شرور را نیز به دستاویز راضی ساختن ” ارواح خبیثه ” پرستش‏ می‏کرده‏اند . آنچه در ایران قدیم وجود داشته ، اعتقاد به دو مبدأ و دو آفریدگار بوده است نه دوگانه پرستی ، یعنی ایرانیان ، قائل به شرک در خالقیت بوده‏اند نه شرک در عبادت. بعدها زردشت ظهور کرد . از نظر تاریخ ، بروشنی معلوم نیست که آیا آیین زردشت ، در اصل ، آیینی توحیدی بوده است یا آیینی ثنوی؟
  5. قسمت 4 : ” اوستا ” ی موجود ، این ابهام را رفع نمی‏کند ، زیرا قسمتهای مختلف این کتاب ، تفاوت فاحشی با یکدیگر دارد . بخش ” وندیداد ” اوستا صراحت در ثنویت دارد ، ولی از بخش ” گاتاها ” چندان دوگانگی فهمیده نمی‏شود ، بلکه بر حسب ادعای برخی از محققین ، از این بخش ، یکتائی استنباط می‏گردد . به علت همین تفاوت و اختلاف بزرگ است اهل تحقیق معتقدند اوستایی که در دست است اثر یک نفر نیست ، بلکه هر بخش آن از یک‏ شخص است. تحقیقات تاریخی در اینجا نارسا است ، ولی ما بر حسب اعتقاد اسلامی ای‏ که در باره مجوس داریم می‏توانیم دین زردشت را در اصل ، یک شریعت‏ توحیدی بدانیم ، زیرا بر حسب عقیده اکثر علمای اسلام ، زردشتیان از اهل‏ کتاب محسوب می‏گردند .
  6. قسمت 5 : محققین از مورخین نیز همین عقیده را تأیید می‏کنند و می‏گویند نفوذ ثنویت در آئین زردشت ، از ناحیه سوابق عقیده دو خدایی‏ در نژاد آریا قبل از زردشت بوده است. البته تنها از طریق تعبد ، یعنی از راه آثار اسلامی می‏توانیم شریعت‏ زردشت را یک شریعت توحیدی بدانیم ، اما از نظر تاریخی ، یعنی از نظر آثاری که به زردشت منسوب است ، هر چند بخواهیم فقط ” گاتاها ” را ملاک قرار دهیم نمی‏توانیم آئین زردشتی را آئین توحیدی بدانیم ، زیرا حداکثر آنچه محققان در باب توحید زردشت به استناد ” گاتاها ” گفته‏اند این است که زردشت طرفدار ” توحید ذاتی ” بوده است ، یعنی تنها یک‏ موجود را قائم به ذات و غیر مخلوق می‏دانسته است و آن ” آهورا مزدا ” است
  7. قسمت 6 : و همه موجودات دیگر را ، حتی اهریمن ( انگره مئینو ) را آفریده آهورا مزدا می‏دانسته است ، و به عبارت دیگر زردشت برای درخت هستی بیش‏ از یک ریشه قائل نبوده است ، و هم می‏توانیم با اتکاء به گفته برخی از محققین ، زردشت را طرفدار ” توحید در عبادت ” یعنی یگانه پرست بدانیم. ولی برای اینکه‏ یک آئین ، آئین توحیدی باشد ، علاوه بر توحید ذاتی و توحید در عبادت ، توحید در خالقیت لازم است و آئین زردشت به حسب مدارک تاریخی ، از نظر خالقیت ، کاملا ثنوی بوده است ، زیرا از این تعلیمات اینچنین استفاده‏ می‏شود که قطب مخالف ” انگره مئنیو ” ( خرد خبیث ) ” سپنت مئنیو ” ( خرد مقدس ) است . سپنت مئنیو منشأ اشیاء نیک است ،
  8. قسمت 7 : یعنی همان‏ اشیائی که خوب است و می‏بایست آفریده بشود ، اما انگره مئنیو یا اهریمن‏ منشأ اشیاء بد است ، یعنی منشأ اشیائی است که نمی‏بایست آفریده شود و آهورامزدا یا سپنت مئنیو مسؤول آفریدن آنها نیست ، بلکه انگره مئنیو مسؤول آفریدن آنها است . مطابق این فکر ، هر چند هستی دو ریشه‏ای نیست‏ ولی دو شاخه‏ای است ، یعنی هستی که از آهورامزدا آغاز می‏گردد به دو شاخه‏ منشعب می‏شود : ” شاخه نیک ” که عبارت است از سپنت مئنیو و آثار نیکش ، و ” شاخه بد ” که عبارت است از انگره مئنیو و همه آفریده‏ها و آثار بدش. اگر گاتاها را که اصیل ترین و معتبرترین و توحیدی‏ترین اثری‏ است که از زردشت باقی مانده است ملاک قرار دهیم
  9. قسمت 8 : زردشت را در شش و پنج خیر و شر ، و اینکه نظام موجود نظام احسن نیست و با حکمت بالغه جور نمی‏آید گرفتار می‏بینیم . این جهت ، او را از پیامبران آسمانی کاملا جدا می‏کند. آئین زردشت به موجب همین نقص و یا به جهات دیگر نتوانست با ثنویت‏ مبارزه کند ، بطوری که بعد از زردشت بار دیگر ثنویت به مفهوم دو ریشه‏ای‏ بودن هستی در میان ایرانیان پدید آمد . زردشتیان دوره ساسانی ، و مانویان‏ و مزدکیان ، که نوعی انشعاب از زردشتی گری در ایران محسوب می‏شوند ، در حد اعلی ثنوی بوده‏اند. در حقیقت باید گفت دین زردشت نتوانسته است ریشه شرک و ثنویت را حتی در حدود تعلیمات گاتاها از دل ایرانیان برکند ، خودش نیز مغلوب‏ این عقیده خرافی گشته و تحریف شده است.
  10. قسمت 9 : تنها اسلام بود که توانست این خرافه چند هزار ساله را از مغز ایرانی‏ خارج سازد . این یکی از مظاهر قدرت شگرف اسلام و تأثیر عمیق آن در روح‏ ایرانیان است که توانست مردمی را که ثنویت با گوشت و پوستشان آمیخته‏ شده بود تا آنجا که برخی از خاورشناسان معتقدند که : ” ثنویت ، اساس تفکر ایرانی است ” و آنچنان اسیر این خرافه بودند که دین خود را نیز تحت تأثیر آن تحریف می‏کردند ، از این پندار گرفتار کننده نجات دهد . آری اسلام بود که از ایرانیان‏ دوگانه پرست ، انسانهای موحد ساخت که با فرا گرفتن این حقیقت که : « الحمد لله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور »(سپاس خدایی را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنی را پدیدار کرد.