در حال بارگذاری
ورود - ثبت نام

نبرد خونین شیر سلطان جنگل

از 
  ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۳۹۱
Loading...
با دو تا گوشم شنیدم شیخ شهر روز جمعه بر فراز منبری شیره‌ها را خورد و حکمت در نمود گفت: ای شیره سرا پا شکّری بعد از آن فرمود این طوفان و سیل در اروپای به این پهناوری باشد از بی‌بند و باری زنان بی‌حجابی، لخت و عوری، دلبری گفتم: ای شیخ اجل، صد آفرین بر چنین کشف ثقیل الباوری مانده‌ام انگشت بر لب از کجا کرده‌ای این کشف، خیلی محشری این چنین کشف هوا پلتیک را ثبت باید کرد، ثبت محضری تازه فهمیدم شقیقه با گوزن ربط دارد در بلاد کافری "تخم کفتر" خوردهz
   ادامه توضیحات

برای ارسال نظر باید وارد سایت شوید یا ثبت نام کنید.

۲۱:۳۰ ۱۳۹۱/۰۶/۱۵
یه تفال هم برای من بزن -مرسی از ویدئو

پاسخ : خاطرم اصلا روی آرامش ندید عمر ما چون موج بر دریا گذشت در سخن بودم شبی با آینه گفتم آن خنده مستی بخش كو؟ گفت خوابی بود چون رویا گذشت
۰۰:۵۷ ۱۳۹۱/۰۶/۱۵
واقعا زیبا بود زنده باشی

پاسخ : حس و حالم خوش نیست * همه چی داغونه * یکی باید باشه * تو رو برگردونه گم و گورم دورم * گیج و ویجم خستم * بس که پایه پلکمو * به دل در بستم پشت سر بیرونه * روبرو دیواره * داره از ابر سیاه * دردسر می باره دل مغرور اما * دست و پا نمی زنه *سنگ از آسمون بیاد
۲۲:۵۰ ۱۳۹۱/۰۶/۱۴
مرسی بابت کلیپ زیبایت!

پاسخ : ممنونم دوست محترم عاقبت یكروز ما هم زین جهان پرمیكشیم باده رفتن ز دنیا را همه سر میكشیم بر كن و صد پاره كن این جامه كبر وریا وقت رفتن ما همه یك جامه در بر میكشیم
عدم نمایش تبلیغات


   ویدیوهای مشابه بیشتر