در حال بارگذاری
Loading...

دلایلی برای شکرگزاری

33,753
دیدگاه‌ها
  1. 1 سال پیش
    زیبا بود.به منم سربزنین
  2. 1 سال پیش
    ارزش دیدن این ویدیو، بی نهایت هستش. خوشحالم که هی میاد روی صفحه اول آپارات
  3. 1 سال پیش
    دلیل منطقی و قانع کننده من برای شکر نگفتن= هر نیاز اجباری باید رفع نیاز بشه و اگر نشه باعث ناراحتی سخت عذاب ظلم شدن به آدم و حتی نابودی میشه،،،،،،،،،،،دلیل قانع کننده من برای شکر گذاری=موقعی که آدم نیازهای اجباریش رفع شده و نیازی نداره اما بازم بهش محبت بشه خوبی بشه و اگر چیزی درخواست کرد یعنی دلش خواست با خوبی و مهربانی بهش داده بشه ،،،،،،،،،،،،،، این سخن خودمه اگر کسی مخالفه لطفا بجا توهین توضیح بده که اشتباهش کجاست
  4. 2 سال پیش
    «««««««««برای دیدن ویدیوهای علمی به کانال ما سر بزنین»»»»»»»»»
  5. 2 سال پیش
    خدایا باسه همه نعمت هایت شکر واقعا بعضی اوقات ادم نا شکری میکنه ولی همین که میتونی با چشمات نگاه کنی هم باید کلی شکر کنی.الحمدالله. خطاب به اقا عرفان : شاید تو تو شرایط خیلی بدی هستی و از خدا گله داری که چرا اینجوریه،ولی نمیدونی همین که میتونی تو اینترنت بگردی و تایپ کنی با دستات و یک کلیپ رو با چشمات ببینی ، دلایل بزرگی برای شکر گزاری هستند.اینجاست که ادم ناشکری میکنه و این خیلی بده. ممنونم دوست گلم با این کلیپ اموزندت
  6. وحشتناکه.وقتی نظر های زیر رو خوندم و با بعضی از عقاید اشنا شدم واقعا ناراحت شدم.اقا عرفان شما واقعا فکر می کنید هیچ دلیلی برای شکرگذاری نیست.خداوند ما انسان ها رو از نیستی بیرون اورد و نسبت به بقیه مخلوقاتش برتری داد.ایا به این فکر نمیکنیم که روزی خوایم مرد و باید جواب این همه ناسپاسی هایمان را بدهیم.در ضمن اقای پندلتون شما تنها کسی نیستید که سختی کشیده.سختی ها بخشی از زندگی اند.خداوند سختی ها را افریده.حتما دلیلی داشته اما این دلیل نمیشود که چون شما و یا من نوعی حکمت سختی هایش را نمیفهمیم بخوایم ناشکری کنیم.نیما یوشیج راست میگفت:غم این خفته ی چند خواب در چشم ترم میشکند...
  7. 2 سال پیش
    لایک
  8. 2 سال پیش
    سلام دوستان از کانال من دیدن کنید.باتشکر
  9. 2 سال پیش
    بسیار زیبا بود اگر ما یادمان باشد كه كسی اون بالا هست كه ما بهش میگیم خدا هیچوقت نمیشد از زندگی لذت نبریم
  10. 2 سال پیش
    هان! کجایند فیلسوفانی که میگویند"همه چیز نیک است" ،کاش بیایند و بر ویرانه های این جهان، نیک بنگرند! بر مُثله و خاکسنر تن همنوعان خویش نظاره کنند، و بنگرند این مادر و فرزند را فتاده در میان انبوه کشتگان، و این دست و پای قطع شده را در زیر ستون های مرمرین و هزاران هزار انسانی را که زمین فرو بلعیده است، آنهایی را که با پیکر پاره پاره و خونین، هنوز بر خود میلرزند، در زیر سقف های خانه ی میزبان خود، زنده به گور شدند و زندگی محنت زده شان با عذابی سخت پایان یافت. (چامه ای برای فاجعه لیسبون، ولتر)