در حال بارگذاری

دسته‌بندی

دیگر سرویس‌‌ها

آپارات در موبایل Windows ,Android ,IOS
  • 36
    دنبال کننده
  • 0
    دنبال شونده
  • 32.2هزار
    بازدید

دیکشنری آبادیس

به صفحه رسمی دیکشنری، مترجم و فرهنگ لغت آبادیس خوش آمدید.

نمایش اطلاعات کانال بستن اطلاعات کانال

به صفحه رسمی دیکشنری، مترجم و فرهنگ لغت آبادیس خوش آمدید.

  • 36
    دنبال کننده
  • 0
    دنبال شونده
  • 32.2هزار
    بازدید

همه ویدیو ها

  • معنی کریسمس - christmas - آبادیس

    10,556 بازدید

    واژه کریسمس به معنای «مراسم عشای ربانی در روز مسیح» در حدود سال ۱۰۵۰ میلادی به صورت واژه Christes maesse به معنی «جشن مسیح»، وارد زبان انگلیسی قدیم گردید و محققان مع واژه قدیمیتر «یول» (Yule) احتمالاً از واژه آلمانی jōl یا انگلوساکسونی geōl که به جشن انقلاب زمستانی اشاره دارد، مشتق شده است. واژه های متناظر در دیگر زبان ها چون، نَویداد (Navidad) در اسپانیایی، ناتاله (Natale) در ایتالیایی و نوئل (Noël) در فرانسوی، همگی معنای «میلاد» را تداعی می کنند و واژه

  • معنی یلدا - شب یلدا - آبادیس

    15,298 بازدید

    یلدا: اسم دخترانه - ترکیبی از واژه سُریانی - اَوِستایی این واژه در پیِ گذشت زمان ساخته شده است ! سُریانی: در زمان چیرگی اسکندر به ایران که مربوط به روزگارِ ساسانیان و اشکانیان می باشد! اَوِستایی: زبان ایران باستان و مربوط به روزگارِ زرتشتیان ! یَل: واژه سُریانی-شجاع،دلیر،دلاوٓر،پهلوان،یَل،گُرد،سالار،قهرمان- بیشتر بخوانید: https://dictionary.abadis.ir/fatofa/یلدا/

  • مجموعه کلمات مشابه - Handicrafts

    160 بازدید

    معنی کلمات: Spool of thread, Button, Embroidery, Scissors, Needle, Pin, Swing machine, Pincushion, Seam, Tape measure, Wool, Material, Quilting, Pattern, Zipper, Knitting

  • مجموعه کلمات مشابه - Firefighting And Rescue

    197 بازدید

    معنی کلمات: Coat, Helmet, Fire ectinguisher, Axe, Fire hydrant, Nozzle, Water, Ladder, Fire, Smoke, Fire engine, Ambulance, Paramedic

  • مجموعه کلمات مشابه - Crime And Punishment

    172 بازدید

    معنی کلمات: Suspect, Defendant, Detective, Judge, Jail, Gavel, Gun, HandCufts, Badge, Finger Print, Court Reporter, Defense Attorney, Police Officer, Witness

  • مجموعه کلمات مشابه - Containers And Quantities

    558 بازدید

    معنی کلمات: Mug, Cups, Glass, Jug, Jars, Can, Tin, Six-pack, Bottles, Tub, Box, Packet, Carton, Liter, Tubes, Bags, Spray can, Spray bottle, Dozen, Basket, Kilo, Slice, Bar, Piece, Tray, Loaf, Pack, Bunch, Bowl, Blister pack, Package, Roll,

  • معنی واژه Sustain

    144 بازدید

    معنی واژه Sustain: تقویت کردن، حمایت کردن از، تحمل کردن، متحمل شدن، نگه داشتن برپاداشتن، (مجازی) قوت قلب دادن، حفظ کردن، ادامه دادن، پیگیری کردن، به خود هموارکردن، کشیدن، تاب آوردن، تغذیه کردن، خوراک دادن، زنده نگاه داشتن، تایید کردن، (صحت یا عدالت چیزی را) نشان دادن، پشتیبانی کردن. https://dictionary.abadis.ir/entofa/s/Sustain/

  • معنی واژه Satisfaction

    66 بازدید

    معنی واژه Satisfaction: رضایت، خوشنودی، خرسندی، خوشحالی، رضامندی، ارضاء، اقناع خشنودی، کام بخشی، ارضا، سرشارسازی، برآوردن، جریمه، خسارت، جبران، تلافی، تاوان، غرامت، مایه ی خرسندی، مایه ی خشنودی، باعث رضایت، موجب مسرت، تادیه. https://dictionary.abadis.ir/entofa/s/Satisfaction/

  • معنی واژه Province

    178 بازدید

    معنی واژه Province: ایالت، استان، ولایت حوزه، قلمرو، زمینه، حیطه، هریک از سرزمین های خارج از خود ایتالیا که جزو امپراطوری روم بود، پرگنه، شهرستان، سرزمین، (جمع) خارج از مرکز، جاهای دور افتاده، شهرستان ها. https://dictionary.abadis.ir/entofa/p/Province/

  • معنی واژه Prosper

    61 بازدید

    معنی واژه Prosper: پیشرفت کردن، موفق شدن، رونق یافتن، کامکار شدن، کامیاب شدن رونق داشتن (یا گرفتن)، شکوفان شدن، بهروز شدن، موفق شدن (یا بودن). https://dictionary.abadis.ir/entofa/p/Prosper/

  • معنی واژه Preach

    115 بازدید

    معنی واژه Preach: نصیحت کردن، وعظ کردن، موعظه کردن، سخنرانی مذهبی کردن (به ویژه به طور خسته کننده) پند دادن، درس اخلاق دادن. https://dictionary.abadis.ir/entofa/p/Preach/

  • معنی واژه Penny

    64 بازدید

    معنی واژه Penny: شاهی (انگلیس و غیره - واحد پولی برابر با یکصدم پوند - سابقا: یک دوازدهم شیلینگ) پنی، (امریکا و کانادا - یک صدم دلار) سنت، مبلغ، کوچکترین واحد پول انگلیس وامریکا. https://dictionary.abadis.ir/entofa/p/Penny/

  • معنی واژه Occupy

    131 بازدید

    معنی واژه Occupy: سرگرم کردن، مشغول کردن، اشغال کردن، تصرف کردن به زور گرفتن، مشغول داشتن، قرار داشتن، (در جایی) بودن، (وقت یا جا) گرفتن، شاغل بودن، تصدی داشتن، (پیشه) داشتن، مقام داشتن، ساکن بودن، سکنی گزیدن، در زیستن. https://dictionary.abadis.ir/entofa/o/Occupy/

  • معنی واژه Modest

    46 بازدید

    معنی واژه Modest: ساده، فروتن، فای، افتاده، معتدل، نسبتا کم، متواضع، باحیا کم ادعا، محجوب، باآزرم، محجوبانه، موقر، (لباس و رفتارو سخن) سنگین (در برابر: جلف یا سبک)، آبرومند، عفیف، معقول، میانه رو، متعادل، بی زرق و برق، عاری از خودنمایی، محقر، ساده و بی پیرایه، خرد، ناچیز، متوسط، فروتنانه، متواضعانه. https://dictionary.abadis.ir/entofa/m/Modest/

  • معنی واژه ladder

    82 بازدید

    معنی واژه ladder: نردبان، پلکان، نردبان بکار بردن، نردبان ساختن (مجازی) وسیله ی ترقی، مراحل پله مانند، زینه های فرازین، (انگلیس) دررفتگی (جوراب زنانه)، رجوع شود به: hook and ladder. https://dictionary.abadis.ir/entofa/l/ladder/

  • معنی واژه Iron

    55 بازدید

    معنی واژه Iron: اهن، اطو، فلز، اتو، اتو کردن، اتو زدن، اهن پوش کردن، اتو کشیدن آهن (نشان آن: fe، وزن اتمی: 55/847، شماره ی اتمی: 26، چگالی: 7/86، نقطه ی گداز: 1535c، نقطه ی جوش: 3000c)، اتو کردن یا شدن، نیرو، نیرومندی، آهنین، استوار، قوی، آهن موجود در خون و خوراک و غیره، آهن پوش کردن، آهن زدن به، آهن دار کردن، ابزار آهنی، چیلان، ... . https://dictionary.abadis.ir/entofa/i/Iron/

  • معنی واژه Humble

    111 بازدید

    معنی واژه Humble: پست، فروتن، خاضع، محقر، زبون، خاکی، خاشع، بدون ارتفاع، شکسته نفسی کردن، پست کردن متواضع، افتاده، خاکسار، مفلوک، فروتنانه، حقیرانه، بی آلایش، ساده و بی ریا، کم مدعا، فروتن کردن، (رتبه یا مقام و غیره) پست کردن، خوار کردن، افتاده کردن، زبون کردن، زار، پژوم، بی نوا، فروتنی کردن. https://dictionary.abadis.ir/entofa/h/Humble/

  • معنی واژه Forge

    99 بازدید

    معنی واژه Forge: جعل، کوره اهنگری، دمگاه، کوره قالگری، تهیه جنس قلابی، اسناد ساختگی ساختن، اهنگری کردن، جلو رفتن، کوبیدن، ساختن، جعل کردن شکل دادن (به)، ازکار درآوردن، ازخود ساختن، چلاک کردن، (ریخته گری و آهنگری) کوره، دکان آهنگری، آهنگرخانه، (کارگاه تبدیل آهن خام به آهن ورزیده یا نرم آهن) آهن ورزگاه، (با حرارت و چکش کاری یا فشار) به آهن ... . https://dictionary.abadis.ir/entofa/f/Forge/

  • معنی واژه Exceed

    74 بازدید

    معنی واژه Exceed: تجاوز کردن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، متجاوز بودن، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن از (از حد چیزی) تجاوز کردن، پافراگذاشتن، تخطی کردن، - تر بودن، فراتر بودن، گذشتن از (از حد یا انتظار و غیره)، فزون بودن، بیشتر بودن، چربیدن، عقب گذاشتن. https://dictionary.abadis.ir/entofa/e/Exceed/

  • معنی واژه Encounter

    113 بازدید

    معنی واژه Encounter: ملاقات، رویارویی، تصادف، برخورد، مواجهه، روبرو شدن، مواجه شدن با، رویاروی شدن، ملاقات کردن، تصادف کردن، مصادف شدن با، دست بگریبان شدن با (اتفاقا) برخوردن به، (در نبرد یا کشمش و غیره) برخورد پیدا کردن با، مصاف دادن، رودر رو شدن، جلو (کسی) ایستادن، نبرد، رزم، رو در رویی، درگیری، (روان شناسی) وابسته به گروه رویارویی. https://dictionary.abadis.ir/entofa/e/Encounter/

  • معنی واژه Compensate

    52 بازدید

    معنی واژه Compensate: جبران کردن، تلافی کردن، غرامت دادن، پاداش دادن، تاوان دادن، عوض دادن خسارت دادن، (مکانیک) موازنه کردن، متعادل کردن، (وزن و قدرت و غیره) خنثی کردن، پارسنگ کردن، تعدیل کردن، عو­ دادن. https://dictionary.abadis.ir/entofa/c/Compensate/

  • معنی واژه Chimney

    73 بازدید

    معنی واژه Chimney: دودکش، بخاری، کوره ... https://dictionary.abadis.ir/entofa/c/Chimney/

  • معنی واژه Charitable

    45 بازدید

    معنی واژه Charitable: مهربان، خوشدل، خیریه، سخی، سخاوتمند، دستگیر خیر، دستگیر (از فقیرا ... . https://dictionary.abadis.ir/entofa/c/Charitable/

  • معنی واژه Blacksmith

    70 بازدید

    معنی واژه Blacksmith: نعلبند، اهنگر آهنگر، نعل ساز. https://dictionary.abadis.ir/entofa/b/Blacksmith/

  • معنی واژه Benefactor

    75 بازدید

    معنی واژه Benefactor: بانی خیر، نیکوکار، ولینعمت، واقف، صاحب خیر کریم (به ویژه کسی که در امور خیریه فعال است)، آدم خیر، بهمنش. https://dictionary.abadis.ir/entofa/b/Benefactor/

  • معنی واژه Arise

    102 بازدید

    معنی واژه Arise: طلوع کردن، برخاستن، رخ دادن، بلند شدن، برامدن، قیام کردن بلند شدن (از جا)، بالا رفتن، صعود کردن، فرازیدن، به وجود آمدن، ناشی شدن، رستن، ر دادن، ... . https://dictionary.abadis.ir/entofa/a/Arise/

  • آبادیس

    3,499 بازدید

    دیکشنری و مترجم آبادیس . شرکت آبادیس از سال 1385 فعالیت خود را در زمینه طراحی و توسعه سیستم های تحت وب شروع کرد. از همان ابتدای فعالیت، طرح پروژه دیکشنری کلید خورد، که در آغاز به عنوان یک پروژه کوچک و جانبی توسعه پیدا می کرد. با گذر زمان و افزایش بازدید این سایت، آبادیس تصمیم گرفت وقت و نیروی بیشتری را برای پیشرفت این پروژه اختصاص دهد. شروع این دیکشنری فقط دو زبان ... https://dictionary.abadis.ir