0 دنبال‌ کننده
1.4 هزار بازدید ویدیو
292 بازدید 7 ماه پیش

که چشم روشنِ او قهوه های قاجار است مرا کشیده به صدسال پیش و می‌گوید: برای شاعرِ مشروطه، عاشقی عار است مرا کشانده به شیراز دوره‌ی سعدی خجالتم بدهد؛ بهتر از تو بسیار است دو چشم عطری او آهوان تاتار است زنی که هفت قدم طی نکرده عطار است شبی گره شد و روزی به کار من افتاد زنی که حلقه‌ی موی طلایی اش دار است به گریه گفتمش از اشتباه من بگذر! به خنده گفت که در انتقام، مختار است زنی که در شبِ مسعودیِ نشابورش هزارها حسنک مثل من سرِ دار است زنی که چارستونِ دل مرا لرزاند چهلستون دلش، بی‌ستونِ انکار است زنی که بوی شراب

دکلمه عاشقانه

963 بازدید 1 سال پیش

دکلمه عاشقانه دام گناه مهدی فرجی کافه شعر کتاب چمدان معطل