غزل 74 - حافظ - حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

351
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست / باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست / از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است / غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست / منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش / که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست / دولت آن است که بی خون دل آید به کنار / ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست / پنج روزی که در این مرحله مهلت داری / خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
pixel