داغترین‌ها: #گزارش سالانه آپارات

اولين ويدئوآرت برتر هنرمند: سارا صمدى

44
e1artgallery 10 دنبال‌ کننده
44 بازدید
اشتراک گذاری
اولين ويدئوآرت برتر هنرمند: سارا صمدى عنوان: سلف پرتره استيتمنت: ایزوله شدن در خانه و وجود مکان به مثابه بازتولید فضایی نو و در پی آن نوع جدیدي از ارتباطات با خود، محیط اطراف و اشیاء باعث تولید فضایی ناآشنا، رخوت انگیز و انزوا طلبانه شد و ما انسان هایی همیشه به دنبال آشنا پنداري با آنچه که داشتیم و بودیم، با همان راهبرد وارد عمل شدیم؛ تداعی کردن فضاي قبل ازقرنطینه اما اینبار با ابهام وترسی بیشتر براي آنچه مطمئن نيستيم از دست داده ايم يا به دستش آورده ايم. فضا ها معمولا معانی خاص و مشخصی براي هر فرد تولید می کنند؛ دانشگاه براي من به منزله ي نه صرفا یک مکان، بلکه فضایی شخصی با محوریت ایزوله شدن توسط خلاء، سکون، رخوت و بودگی هایی که اساساً نوعی عدم و نبودن بود و حال مواجه شدن با قرنطینه آن هم درست زمانی که من درگیر فضاي رخوت انگیز دانشگاه بودم من را به سرعت و بیش از پیش در مسیر دور بودگی و انزواي تکرار شده در دانشگاه قرار داد. تکراري وخیم تر و شدید تر. در همه ي تجربه هاي فضایی من دراین دوران (خلا دانشگاه و قرنطینه در خانه) همواره برانگیختگی توسط افکار و صدا ها در من ظاهر می شد اما کوتاه و همراه با بی تفاوتی و سکوت. گویی که تضادي غیر قابل انکار و حل ناشدنی اند. بودن و نبودن، وجود و عدم وجود در هم آمیخته شده و هر کدام از معناي جداگانه ي خود تهی می شوند گویی که در عین بودن در نبودن فرو رفته باشی و بالعکس. Artist: Sara Samadi Title: Self Portrait Statement: Isolation in the home and the existence of space as a reproduction of a new space, followed by a new kind of communication with oneself, the environment and objects, produced an unfamiliar, dull and isolationist atmosphere, and we humans are always looking to get acquainted with what We had and we were, we acted with the same strategy; Reminiscent of pre-Quarantine space, but this time with more ambiguity and fear for what we are not sure we have lost or gained. Spaces usually produce specific meanings for each person; For me, the university is not just a place, but a personal space centered on being isolated by the emptiness, stillness, lethargy, and beings that were essentially a kind of absence and being quarantined just when I am in a sluggish space. I was at university, and it put me on the path of remoteness and repetitive isolation on campus more and more quickly. Repetition is worse and more intense. In all my space experiences during this period (university vacuum and quarantine at home) I was always aroused by thoughts and sounds, but short and with indifference and silence. As if they are an undeniable and unsolvable contradiction. Being and not being, existence and non-existence are intertwined and each of them is emptied of its separate meaning as if you were immersed in non-existence while being present, and vice versa.
e1artgallery 10 دنبال کننده
pixel