شعر من و تو از سعید بیابانکی

408

یادته به هم رسیدیم توی دالون من و تو / عاشق هم شدیم اون لحظه چه آسون من و تو / یادته پر کشیدیم عین دو تا کفتر جلد / تو دل آسمونا مست و غزلخون من و تو / تا تموم تنمون رنگ یه رنگی بگیره / چترا رو بستیم و رفتیم زیر بارون من و تو / تا که حل شد تو چشای قهوه‌ایت چشمای من / خونه کردیم ته آرامش فنجون من و تو / دس به دسّ هم دادیم عین دو تا پیچک ناز / تا بشیم سایبون باغچه و ایوون من و تو / ... #کتاب_چقدر_پنجره