شعر من و تو از سعید بیابانکی

681

یادته به هم رسیدیم توی دالون من و تو / عاشق هم شدیم اون لحظه چه آسون من و تو / یادته پر کشیدیم عین دو تا کفتر جلد / تو دل آسمونا مست و غزلخون من و تو / تا تموم تنمون رنگ یه رنگی بگیره / چترا رو بستیم و رفتیم زیر بارون من و تو / تا که حل شد تو چشای قهوه‌ایت چشمای من / خونه کردیم ته آرامش فنجون من و تو / دس به دسّ هم دادیم عین دو تا پیچک ناز / تا بشیم سایبون باغچه و ایوون من و تو / ... #کتاب_چقدر_پنجره

filimo
هم گناه - فصل 1 قسمت 1
%93
خانواده صبوری خانواده ای بزرگ و قدیمی است که سال هاست در کار صادرات و واردات گل و گیاه است.آنها در خانه ای قدیمی همچنان در آرامش با هم زندگی می کنند.ورود جوانی به خانواده، زندگی همه خانواده را دستخوش تغییراتی می کند که....
pixel