بچه ها چتو بیخیال داستان ترسناک بگید

1,126

اول شما بگید

۱۱ ماه پیش
# هرز
❤Tiffany❤
❤Tiffany❤ 479 دنبال کننده
ترتیب نمایش
خاطره های من و...(هیتمن بی طرف)

خاطره های من و...(هیتمن بی طرف)

1 ماه پیش
خب بعدش که گفتم ما روتخت خوابیده بودیم ما بخواطر همون چیزی که پایین گفتم عکس بچه گی پیامبر و چسبونده بودیم به کمده من بعد من از اون روز به بعد خیلی به جن فکر میکردم که یه دفه چشمم به عکس پیامبر افتاد دیدم اخم کرده و جیغ زدم. این داستان کاملن واقعی هست.
خاطره های من و...(هیتمن بی طرف)

خاطره های من و...(هیتمن بی طرف)

1 ماه پیش
منو ابجیم توبه اتاق خوابیده بودیم چون منو ابجیم شب رو بیدار مونده بودیم بعداجیم چند وقت پیش که دوتا عمه هام اینجا بودن ما رفتیم بیرون ولی ابجیم نیومد به مامانم زنگ زد گفت مامان بیا که دارم سکته میکنم منو مامانم دوتا پا داشتیم چهار تا قرض گرفتیم تارسیدیم دیدیم ابجیم از ترس جلوی پنجره ی راپله وایستاد اونم با لباس تو خونه میگفت از اتاق اخریه صدا میومد من فکر کردم شما دارین باهم حرف میزنین رفتم که آب بخورم دیدم یکی با لباس قرمز کنار میز ناهار خوری ‌ایستاده خیلی ترسیدم.
☆(۲۶ تیر تولدمه)☆.☆(kiyana77۷)☆

☆(۲۶ تیر تولدمه)☆.☆(kiyana77۷)☆

2 ماه پیش
دیروز تو خونه با دختر خالم تنها شدیم تو خونه رفتیم کارت دعوت های تولدم رو آماده کنیم مامانم هم لیست کسایی که می خواستیم دعوت کنیم رو داده بود . یکی از دوستام رو که از تو لیست یادم بود نوشتم و بعد رفتم لیست رو بیارم کارت دعوتی که داخلش نوشته داشت دستم بود یه بار نگاهش کردم و مطمئن شدم که توش نوشته هست لیست رو که برداشتم یه بار دیگه هم نگاه کردم به اون کارتی که دستم بود دیدم نوشته ای توش نیست گفتم شاید کارت رو اشتباهی برداشتم صدای زنگ در اومد رفتم ببینم کیه .دویدم در رو باز کردم دیدم کسی نیست رفتم تو کوچه یک نفر هم جز خودم تو کوچه نبود در رو محکم به هم زدم یه هو یه صدای کلفت یه مردی رو که گفت یواشتر رو شنیدم رفتم بقیه کارت ها رو بنویسم دیدم تو کارتی که گرفتم دستم نوشته هست یعنی اسم همون دوستم که اول از همه نوشته بودم بعد همه کارت ها رو نگاه کردم اسم همون دوستم روی اون ها بود من و دختر خالم کارت ها رو گذاشتیم کنار رفتیم بادکنک ها رو باد کردیم و به دیوار آویزون کردیم باز صدای زنگ در اومد رفتم دیدم خالم و مامانم برگشتن براشون ماجرا رو تعریف کردم باورشون نشد رفتم کارت ها رو نگاه کردم تکراری نبود اسم ها دیدم اون هایی که تو لیست هستن تو کارت هستن
☆(۲۶ تیر تولدمه)☆.☆(kiyana77۷)☆

☆(۲۶ تیر تولدمه)☆.☆(kiyana77۷)☆

2 ماه پیش
اولین سانست شیمر خیلی به آنابل فکر کردی تصویرش تو ذهنت مونده بوده
#Sogand۸۷# B.P

#Sogand۸۷# B.P

6 ماه پیش
منم یکی دارم یه بار رفتم تو اتاق در رو محکم بستم وقتی در بسته شد از اون پشت صدای پنجره اومد یه جیغ بلدی کشیدم و در رو باز کردم در رفتم بعدش دوباره رفتم در رو محکم بستم و دوباره صدای پنجره اومد بعد خواستم از شدت ترس فرار کنم در باز نمی شد اینقدر زرو زدم تا آخر باز شد بعدش به سرعت هرچه تمام در رفتم بخدا پشت پنجره هه جن بود
فاطمه

فاطمه

7 ماه پیش
یه لار دوستم گفت داشتم تو خونه با باربی هام بازی میکردم هیچ کس خونه نبود که صدایی تو اشپزخونه اومد گفت رفتم تو اشپزخونه ترسیدم بعد دوباره رفتم باربی بازی کردم بعد یهو احساس کرده صدای پایی تو حال خونشون میاد گفت انقدر ترسیدم قلبم داشت تند تند میکوبید گفت گریه کردم فقط سوره ناس و حمد و توحید و ایت الکرسی خوندم و بسم الله میکردم و دعا میکردم مامان و بابام برگردن گفت اروم اروم گریه میکردم بعد یهو صدای پا بیشتر میشد اون هی گریه میکرد و نمیدونست چیکار کنه بعد یهو صدای شکستگی چیزی اومد گفت دیگه نمیدونست چیکار کنه و فقط دعا میکرد بعد یهو صدای در خونشون اومد گفت انقدر خوشحال شد گفت یعنی کمتر از ۴ ثانیه دم در بودم درو باز کرد دید خاله اش و دختر خاله اش اومد خونشون اومدن تو و به خاله و دختر خاله اش ماجرا رو گفت خاله اش گفت حتما خیالاتی شدی حالا اشکال نداره بیا بریم تو ببینیم چی شده گفت اومدن تو دوستم دید هیچ چیزی نشکسته خیلی ترسید وبرای هر کس گفته باور نکرده خخخخخخخخ شوخی کردم همشو از خودم در اوردن
p.a.r.m.i.n....

p.a.r.m.i.n....

9 ماه پیش
وایییییی یا ابولفضل
...R...

...R...

9 ماه پیش
نهنگ ابی ترسناک نیست من دوست دارم درباره جن یا ارواح باشه
..::۩:QuEeN.LisA:۩::..

..::۩:QuEeN.LisA:۩::..

9 ماه پیش
همش شده راجب جن|||: خو یکی هم راجب نهنگ ابی بگه من که تا مبینمش قشرو میکنم
...R...

...R...

10 ماه پیش
خب اگه میترسی نخون و نگو من نمیترسم قبلا خیلی میترسیدم ولی یه شب همش تموم شد
نمایش بیشتر دیدگاه ها