جوجه اردک زشت | داستان های فارسی جدید

770
داستان های فارسی جدید دریک روز گرم تابستان ، تخم اردک مادر شروع به ترک خوردن و شکستن کرد. اون مدت زیادی منتظر بود تا نوزادانش بیرون بیان . و جوجه اردک های کوچیک یکی پس از دیگری از پوسته تخم بیرون اومدند. "جیک جیک!" و اونا گریه کردن. اردک مادر وقتی نوزادانش رو دید ، کلی خوشحالی شد. اما یکی از جوجه اردک ها متفاوت بود.
کانال فیلم و سریال 2.1 هزار دنبال کننده
pixel