صبح شب نشینان_ساز و آواز بداهه از ساور

878
ساز و آوازی از عبداله ساورعلیا با شعری از سعدی - بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت گریان چو در قیامت چشم گناهکاران ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران..سعدی گلستان کلاس آواز خرداد97
pixel