ترانه های کودکانه - یه روز یه آقا خرگوشه - ای زنبور طلایی - بابا بزرگ

6,533
DIGIKOT
DIGIKOT 13.7 هزاردنبال‌ کننده
6,533 بازدید
اشتراک گذاری
گزارش تخلف

یه روز یه آقا خرگوشه رسید به یه بچه موشه موشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت آخ وایسا وایسا کارت دارم من خرگوشه بی آزارم بیا از سوراخت بیرون نمی خوای مهمون» یواش موشه اومد بیرون یه نگاهی کرد به مهمون دید که گوشاش درازه دهنش بازه «شاید می خواد بخورتم یا با خودش ببرتم پس می رم پیش مامانم آن جا می مانم مادر موشه عاقل بود زنی باهوش و کامل بود یه نگاهی کرد به خرگوش گفت به بچه موش «نترس جونم اون مهمونه خیلی خوب و مهربونه پس برو پیشش سلام کن بیارش خونه

DIGIKOT
DIGIKOT 13.7 هزار دنبال کننده