ثواب زیارت برادر امام رضا صلوات الله علیهما

322
علی 71 329 دنبال‌ کننده

حضرت قاسم بن موسی سلام الله علیه فرزند امام هفتم امام کاظم صلوات الله علیه و برادر آقا امام رضا صلوات الله علیه و حضرت معصومه صلوات الله علیها می باشد که گاها در برخی کتب روایت شده که ثواب زیارت ایشان برابر با ثواب زیارت امام رضا صلوات الله علیه می باشد - قال الامام الرضا علیه السلام: من لم یقدر على زیارتی فلیزر أخی القاسم بحلة - نجم الثاقب ج 2 ص 171 مرآة الكمال (مامقانی) ج 3 ص 319 و 320 الشعائر الحسینیة (شیخ سند) ج 3 ص 497 شجرة طوبى (محمد مهدی حائری مازندرانی) ج 1 ص 172

علی 71 329 دنبال کننده

علی 71

2 ماه پیش
مقام والای حضرت قاسم بن موسی صلوات الله علیه *** انتخابات یا انتصابات *** قَالَ سیدنا مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ الکاظم صلوات الله علیه‏: لَوْ كَانَ الْأَمْرُ إِلَيَّ لَجَعَلْتُهُ فِي الْقَاسِمِ ابْنِي لِحُبِّي إِيَّاهُ وَ رَأْفَتِي عَلَيْهِ وَ لَكِنْ ذَلِكَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَجْعَلُهُ حَيْثُ يَشَاء *** حضرت آقا امام کاظم صلوات الله علیه: اگر امر (امر تعیین امام) دست من مي بود؛ امامت را به پسرم قاسم مي دادم كه او را دوست دارم و نسبت به او مهربانم، ولي آن (تعیین امام) با خداي عز و جل است؛ هر كجا خواهد قرار دهد. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 313 ح 14 - بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا صلوات الله علیه إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القديمة)، النص، ص: 318 بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏48، ص: 310 سفينة البحار، ج‏7، ص: 305 *** این روایت شریف فقط برای نشان دادن مقام عظیم و والای حضرت قاسم بن موسی کاظم علیه السلام هست؛ وگرنه تعیین امام فقط و فقط به دست خداست و دوازده امام مشخص شده بودند و بارها توسط خدا و پیامبر و دیگر خلفای الهی (صلوات الله علیهم) اعلام شدند اصلا همین تکه از روایتی که در فضیلت حضرت قاسم بن موسی صلوات الله علیه ارسال شده قسمتی از یک روایت مفصل است که در مورد امامت امام رضا صلوات الله علیه است و مرحوم شیخ کلینی در باب الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (صلوات الله علیه) این روایت را آورده و ذکر این نکته هم لازم است که جمله شرطی هست؛ امام می فرماید #اگر امر تعیین امام دست من بود (که نیست) خب امر تعیین امام فقط دست خداوند متعال است و بس و این روایت شریف فقط در مدح حضرت قاسم بن موسی علیه السلام است و مطالب شبیه به این برای سید محمد برادر امام عسکری صلوات الله علیه و حضرت معصومه صلوات الله علیها و حضرت علی اکبر صلوات الله علیه نقل شده که فقط برای بیان فضائل ایشان است

علی 71

2 ماه پیش
داستان سوزناک حضرت قاسم بن موسی عليه السلام *** زمانى كه خشم هارون‌ عباسی نسبت به فرزندان گران‌قدر حضرت فاطمه (صلوات الله علیها) شديد شد و كار به جايى رسيد كه دستان آنان را قطع كرده و چشم هاى آنان را با آهن گداخته بر مى كند و آنان را در ميان ديوار و ستون ها گذاشته يا اينكه آنها را به شهرها پراكنده و تبعيد مى كرد؛ حضرت قاسم بن موسى بن جعفر علیهم السلام يكى از آن فرزندان بود كه به طرف شرق حركت كرد؛ زيرا مى دانست جدش اميرمؤمنان در طرف شرق است. او كنار شط فرات در حركت بود كه در اين هنگام ديد دو دختر روى خاك بازى می كنند و يكى از آنها رو به ديگرى مى گويد: نه، قسم به حق امير صاحب بيعت غدير، مطلب اين طور نيست كه تو مى گويى و از او عذرخواهى مى كند. قاسم وقتى شيرينى زبان و منطق گواراى او را ديد؛ به او گفت: دختر منظورت از اين سخن كيست؟ دخترك در پاسخ گفت: منظورم كسى است كه با دو شمشير جنگ كرد و با دو نيزه ضربه مىزد؛ يعنى پدر حسن و حسين (عليهما السلام) على بن ابى‌طالب علیه السلام. حضرت قاسم علیه السلام به او گفت: دخترم! آيا مرا به رئيس اين قبيله راهنمايى مىكنى؟ او گفت: بله، پدرم بزرگ آن قبيله است پس او حركت كرد و قاسم هم پشت سر او راه افتاد تا به خانه آنان آمد و حضرت سه روز ميهمان آن خانواده شد و مورد احترام آنان قرار گرفت؛ روز چهارم كه شد حضرت به صاحب خانه چنين گفت: اى پيرمرد! من از كسى كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنيده بود شنيدم كه آن حضرت چنين فرمود: ميهمان سه روز ميهمان است و هرچه بيشتر بماند، صدقه می خورد و من دوست ندارم صدقه بخورم و از تو مى خواهم كه كارى به من واگذار كنى تا آنچه را مى خورم، صدقه حساب نشود پيرمرد گفت: كارى را براى تو در نظر خواهم گرفت حضرت گفت: اجازه بده من در مجلس تو سقايى كنم و آب بدهم قاسم با اين وضع مدتى را در منزل آن پيرمرد مشغول به كار شد تا اینکه شبى پيرمرد براى قضاى حاجت بيرون آمد؛ ديد حضرت قاسم در حال ركوع و سجود و عبادت است؛ از اين ‌رو قاسم در نظر او بزرگ جلوه كرد و محبت حضرت قاسم در دل پيرمرد جاى گرفت هنگامى كه صبح شد، پيرمرد خويشان خود را جمع كرد و به آنان گفت: من تصميم دارم دخترم را به همسرى اين بنده شايسته خدا درآورم؛ نظر شما چيست؟ آنان هم گفتند خوب است پيرمرد دخترش را به عقد او درآورد و حضرت مدتى پيش آنان ماند، تا اینکه خداوند از همسرش دخترى روزى او كرد؛ زمانى كه دختر سه ساله شد، حضرت قاسم دچار بيمارى شديدى شد و مرگش نزديك گرديد. پيرمرد كنار او نشست و شروع كرد به سؤال از حسب و نسب او و به او گفت: فرزندم! شايد تو هاشمى هستى (ولدي لعلك هاشمي) حضرت گفت: بله، من فرزند امام موسى بن جعفر علیه السلام هستم؛ در اين هنگام پيرمرد در حالى كه به سرش میزد گفت: واى از پدرت امام موسى بن جعفر علیه السلام شرمنده‌ام! حضرت فرمود: نه چنين نيست؛ باكى بر تو نيست اى عموى من! تو مرا گرامى داشتى و تو در بهشت با ما هستى. اى عموى من! پس هنگامى كه من از دنيا رفتم، مرا غسل بده و حنوط و كفن كن و دفنم نما و زمانى كه ايام حج تمتع رسيد، تو همراه دخترت و دختر سه ساله ام به حج برو و پس از انجام مناسك حج، مسير خود را راه مدينه انتخاب كن؛ پس وقتى به دروازه شهر مدينه رسيدى، دختر سه ساله ام را پياده كن و خودت و همسرت پشت سر او حركت كنيد تا اینکه او بر درب خانه ای توقف كند كه آن خانه، خانه ماست؛ پس او وارد خانه می شود و در آن خانه كسى جز زنهاى بيوه وجود ندارند پس از اين سخنان، حضرت قاسم دار فانى را وداع كرد پيرمرد او را غسل و كفن نمود و به خاك سپرد و منتظر شد تا ايام حج تمتع فرا رسيد و او و دخترانش و دختر قاسم به حج مشرف شدند؛ سپس راه مدينه را در پيش گرفتند هنگامى كه به مدينه رسيدند، دختر حضرت قاسم را پياده كردند و او حركت كرد و پيرمرد و دخترش هم پشت سر او به راه افتادند، تا اینکه دختر سه ساله حضرت به درب خانه ای رسيد و وارد خانه شد و پيرمرد و دخترش پشت در خانه منتظر ماندند در اين هنگام چند زن پيش دختر آمدند و دور دختر را گرفتند و گفتند: شما كه هستيد و اين دختر كيست؟ هرچه زنها می گفتند شما كيستيد، آن دختر پاسخى جز گريه و زارى نمى داد، تا اینکه مادر حضرت قاسم بيرون آمد وقتى نگاهش به چهره دختر افتاد، گريست و گفت: واى فرزندم! واى قاسم! قسم به خدا اين دختر، يتيم فرزندم قاسم است زنها پرسيدند: از كجا شناختى كه او دختر قاسم است؟! پاسخ داد: چهره او را كه ديدم، فهميدم او قيافه قاسم را دارد سپس دختر خبر داد كه جد و مادرش پشت در خانه هستند نقل شده است وقتى مادر حضرت قاسم از رحلت او خبر يافت، بيمار شد و در غم فراق او بيش از سه روز زنده نماند و به فرزندش پيوست. شجرة طوبى (الشيخ محمد مهدي الحائري) ج 1 ص 171 و 172 المجالس العاشوريّة في المآتم الحسينيّة ص 276

علی 71

2 ماه پیش
زیارت حضرت قاسم بن موسی سلام الله علیه *** از اخبار مشهوری که بین مردم رواج یافته این روایت امام رضا صلوات الله علیه است: اگر کسی قدرت و تمکن بر زیارت من ندارد پس برادرم قاسم را در حلة زیارت کند *** من لم يقدر على زيارتي فليزر أخي القاسم بحلة بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث ج 53 ص 256 نجم الثاقب ج 2 ص 171 مرآة الكمال (مامقانی) ج 3 ص 319 و 320 الشعائر الحسينية (شیخ سند) ج 3 ص 497 شجرة طوبى (محمد مهدی حائری مازندرانی) ج 1 ص 172 -این خبر مشهور را شاعر عرب نیز به شعر در آورده: *** حيث لم يستطع وصولا إليه فليزر أن أطاق قبر أخي القاسم البابليات ج 1 ص 162 بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث ج 99 ص 276 أعيان الشيعة ج 8 ص 370 *** البته برخی از علما این روایت را نپذیرفتند والله العالم
filimo
آستیگمات
%79
آستیگمات فیلمی به کارگردانی و تهیه کنندگی مجیدرضا مصطفوی و نویسندگی پیام کرمی و مجیدرضا مصطفوی است. این فیلم به مسائل بلوغ و نوجوانان می پردازد... مردی بعد از جدایی چند ساله از خانواده برگشته و می خواهد خانه اش را از زن و پسر و عروس و نوه اش پس بگیرد....
pixel