چوپان دروغگو - قصه های کودکانه

10,560
پسرك چوپان كه حوصله اش خیلی سر رفته بود تصمیم میگیره كه به دروغ به مردم روستا بگه كه گرگ به گله اش حمله كرده. اون به سمت روستا دوید و فریاد زد "گرگ، گرگ" اهالی روستا هم با عجله اومدن كه كمكش كنن، ولی دیدن گرگی در كار نیست. چوپان دروغگو چند بار دیگه اینكار رو تكرار كرد و كلی مردم رو سر كار گذاشت. تا اینكه یه روز واقعا گرگ حمله كرد ولی دیگه كسی حرف چوپان رو باور نكرد. http://jeirun.ir
pixel