ماجرای فرار سانست شیمر به دنیای پونی های انسانی

856
♡Luna♡ 12 دنبال‌ کننده

این قسمت بسیار کمیاب ، زیبا ، با کیفیت و خاصه حتما تماشا کنید ! توی این قسمت سلستیا دلش برای سانست که حالا توی دنیای پونی های انسانی هستش تنگ میشه و یاد خاطرات گذشتش با سانست میوفته

♡Luna♡ 12 دنبال کننده

نوزده 19

2 ماه پیش
موفق باشی :)

♡Luna♡

2 ماه پیش
من برای این ویدیو خیلی زحمت کشیدم پس لطفا حتما منبع رو بگو

♡Luna♡

2 ماه پیش
با ذکر منبع اشکالی نداره

Lenasparkle

2 ماه پیش
عالی بود گلم اجازه هست بازنشر کنم؟

♡Luna♡

2 ماه پیش
سلستیا همش به سانست اسرار میکنه که یه دوست برا خودش پیدا کنه ولی سانست میگه که دوستی بدرد نمیخوره و من نمیتونم دوست پیدا کنم ، سلستیا هم بهش میگه که دوستی چه خوبیایی داره و با دوست میشه چیکار کرد ولی سانست جادو رو بیشتر از دوستی دوست داشته ، یه روز که سلستیا میاد تا به آینه جادویی سر بزنه سانست میبینتش و ازش میپرسه که اون آینه چیه ، سلستیا هم براش توضیح میده که آینه جادوییه و به یه دنیای دیگه راه داره ... سانست هم کنجکاو میشه و میره تو کتابخونه سلستیا و یه کتاب درباره اون آینه بر میداره و میخونه، سانست توی کتابخونه ی سلستیا بوده داشته درباره اون آینه جادویی و قدرت هاش میخونده ک سلستیا ازش میپرسه داره چیکار میکنه و سانست هم عصبی میشه و به سلستیا میگه تو خودت به یه دوستی نیاز داری و کسی حاظر نیست باهات دوست باشه و تنهایی سلستیا رو به رخش کشید (سلستیا تازه لونا رو به ماه تبعید کرده بوده) سلستیا هم برای عذر خواهی میره ولی دیگه دیر شده بوده و سانست به دنیای پونی های انسانی رفته بوده تموم شد همش همین بود

♡Luna♡

2 ماه پیش
اگه کسی انگلیسیش خوب نیست هرجا که نفهمید از این ویدیو رو بگه براش ترجمه کنم

Kianaakhlaghi

2 ماه پیش
عالی دنبال بدنبال

♛♛★şěvđa★ĸįm✦♛♛

2 ماه پیش
دنبالی بدنبال
pixel