آموزش زبان انگلیسی کودکان با کارتون کودکان پپا پیگ Peppa pig

372
کارتونز کده 171 دنبال‌ کننده
372 بازدید
اشتراک گذاری
زیرنویس فارسی پپاپیگ قسمت بهترین دوست پپا: من پپا خوکه هستم. این برادر کوچکم جورجه. این مامان خوکه است. و این بابا خوکه است. پپاپیگ. بهترین دوست راوی: پپا منتظر بهترین دوستش سوزی گوسفنده. پپا: سلام، سوزی. سوزی: سلام پپا. راوی: سوزی گوسفند اومده تا با پپا بازی کنه. سوزی پپا رو دوست داره. اونا بهترین دوست هستند. مادر: پپا چرا با سوزی نمیرید تو اتاقت بازی کنید؟ پپا: چشم مامان راوی: جورج هم می خواد بازی کنه. پپا و سوزی بازی کردن در اتاق پپا رو دوست دارن. جورج هم همینطور. پپا: نه جورج! این بازی دخترونه است. برو با اسباب بازی های خودت بازی کن. راوی: پپا و سوزی میخوان خودشون (دو تا) بازی کنند. پپا: من خیلی کوچیک هستم. شاهزاده پری کوچک. من میخوام عصای جادوییم رو تکان بدم و تو رو به یک قورباغه تبدیل کنم. راوی: جورج دوست نداره با خودش بازی کنه. جورج هم میخواد با اونا بازی کنه. پپا: نه، جورج! من با سوزی بازی میکنم! تو برو یک جای دیگه بازی کن. راوی: جورج میخواد با پپا بازی کنه. او یکم احساس تنهایی میکنه. مادر: جورج، من کمک لازم دارم. من میخوام کوکی شکلاتی درست کنم. یکی باید کاسه رو لیس بزنه. راوی: جورج دوست داره به مامانش در تهیه کوکی کمک کنه. اما بیشتر دوست داره با پپا بازی کنه. سوزی: من میتونم یک پرستار بشم. پپا: من می خوام یک دکتر بشم. سوزی: کی مریض باشه؟ پپا: جووووووورج راوی: راوی: پپا و سوزی عاشق بازی دکتر و پرستار هستند. جورج هم همینطور. پپا به صدای قلب جورج گوش می دهد. پپا: جورج یک نفس عمیق بکش و بعد سرفه کن. فکر میکنم قلبتون یکم مریضه. روی اون پماد میزنم. سوزی: کاملا باز کنید لطفا! راوی: سوزی دمای بدن جورج رو میگیره. سوزی: اوه، عزیزم! خیلی خیلی تب داری. من فکر میکنم باید سه سال در رختخواب بمانی و استراحت کنی. راوی: بابا خوکه به دنبال جورج میاد. پدر: اوه، نه! چه اتفاقی برای جورج افتاده؟ پپا: نگران نباشید پدر. اون فقط یک بازیه. جورج بیمار ماست. پدر: اوه، دیدم. آیا می تونم بیمار رو ملاقات کنم؟ پپا: فقط چند دقیقه. ممکنه خسته بشه. کوکی مادر: بله آنها برای جورجه. اونا داروی او هستند تا حال او بهتر بشه. پدر: ام، ببخشید، دکتر. میتونی به من کمکی کنید؟ من دل درد هستم. هاها ها آن غلغلک میده. پپا: صدای غر غر کردنش رو میشنوم. فکر کنم گرسنه ای پدر. پدر: پس فکر کنم برای انکه بهتر بشم به کوکی های زیادی نیاز دارم. مادر: و من. پپا: و من! سوزی: و من!
کارتونز کده 171 دنبال کننده
pixel