پویانمایی یادگار , داستان بیمارستانی پر از مجروح

68
بنیانا
بنیانا 340 دنبال‌ کننده
68 بازدید
اشتراک گذاری
گزارش تخلف

بیمارستان پر از مجروح بود. حال یکی شون خیلی بد بود ... رگ هاش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.... دکتر اشاره کرد که چادرمو در بیارم راحت تر بتونم مجروح رو جا به جا کنم... مجروح به من نگاه کرد؛ کمی ازش فاصله گرفتم تا چادرمو از سرم در آرم.... احساس کردم که چادرم به جایی گیر کرده. دیدم چادرم در مشت اون مجروحه. انگار می خواست چیزی بمن بگه.... سرمو نزدیک لباش بردم. به سختی و بریده بریده گفت: ... منبع مصاحبه : گفتگوی سیده فاطمه موسوی با خبرگزاری دانشجو »» توضیحات »» https://bonyana.com/3691

بنیانا
بنیانا 340 دنبال کننده