نماهنگ «خانه پدری» با روایت حمیدرضا برقعی

2,692
miladdddd_1
miladdddd_1 43 دنبال‌ کننده

خانه پدری شاعر حمیدرضا برقعی آه، ای شهر دوست داشتنی کوچه پس کوچه های عطرآگین ای مرور تمام خاطره هات چون دهین ابوعلی شیرین شهر آغشته با حرارت باد فصل خرماپزان پیوسته کوشش پنکه های بی تأثیر فُندق سالخورده خسته سرخوشی های بی حدم می زد پرسه در کوچه های بی هدفی دعوتم کرد سمت طعم بهشت ناگهان عطر قیمه نجفی... سیدی! گم شدم... حرم... مولا... از کجا می شود به او برگشت؟ عربی گفت و من نفهمیدم باید از شارع الرسول گذشت زخمی ام التیام می خواهم التیام از امام می خواهم السلامُ علیک یا ساقی من علیک السل

miladdddd_1
miladdddd_1 43 دنبال کننده
ژن خوک
%87
داستان دو زندانی به نام های عماد گربه و آقا رضا است. آقا رضا از طرف روزبه، یکی از آقازاده ها در مقابل گرفتن مبلغی کلان مامور می شود تا عماد را از زندان فراری دهد. روزبه می خواهد سر عماد را که حاصل ازدواج صیغه ای پدرش است زیر آب کند تا ارث پدر به او نرسد...
filimo