رفتیم تو خیابون از مردم دخترشونو خواستگاری کردیم!

14,731

پاسخ های جالب مردم رو ببینید

کبریت
کبریت 2.7 هزار دنبال کننده
ترتیب نمایش
u_5248648

u_5248648

2 هفته پیش
واقعا واسه بعضی از دخترا متاسفم چیزهایی که باباشون تو ۵۰ سالگی بدست آورده انتظار داره پسر ۲۰ ساله داشته باشه
فاطمه

فاطمه

1 سال پیش
آقا اینجا تهرانه با شهر خودتون مقایسش نکنید تهران صد من توفیر داره با بقیه شهرا ی چیزی تو مایه های اینه که تهران ترکیه باشه و بقیه شهرا ایران بعدم اینا یکم کلاس گذاشتند همچین ادمی بیاد با سر قبولش میکنن مهم این نیست ک طرف چقد درامد داره مهم اینه که عرضه و جربزه کار کردن داشته باشه و مسئولیت پذیر باشه اعتقادش این باشه ک خدا روزی رسونه بقیه اش حله
hany.hsniiii

hany.hsniiii

1 سال پیش
بله چون مردم از بس از نظر مالی تحت فشارن همه چیز رو تو پول میبینن
BavariaMann

BavariaMann

1 سال پیش
ماهی 5 میلیونن؟؟؟؟؟؟؟؟ خونه صد متری هم از خودش داشته باشه؟؟؟ تازه میگه این حداقلشه. برو گمشو بابا. همین شما عوضی ها باعث بالابردن توقع دخترا میشین که پسرا جرات نمیکنن به فکر زن گرفتن باشن. بعد همون دختراتون که شوهرشون نمیدین مخفیانه تو بغل همون پسرا میخوابن و دو ماه بعد هم یکی دیگه
پسر آپارات

پسر آپارات

1 سال پیش
اگر 2.5 خط فقره پس 1 میلیون من چیه؟؟؟؟؟حتما فقر مطلقه
منتظران ظهور

منتظران ظهور

1 سال پیش
از کانال زیبا کده بازدید بفرمایید: web.telegram.org/#/im?p=zibakade_96
منتظران ظهور

منتظران ظهور

1 سال پیش
از کانال زیبا کده بازدید بفرمایید:
گرسیوز

گرسیوز

1 سال پیش
برو بابا من با ماهی پنج میلیون بهترین زندگی رو براخودم دست و پا میکنم و نیازی به هیچ دختری ندارم والسلام.
گرسیوز

گرسیوز

1 سال پیش
یه لحظه از خودت بپرس آخه مگه جوون مردم دیوونه زنجیریه که ماهی پنج میلیون با بدبختی در بیاره و حروم دخترای مفت خور و پول پرست شماها بکنه که آینده دختراتونو فقط با مادیات میسنجید و لا غیر؟
عارف

عارف

1 سال پیش
اینا عجب اعتماد به نفسی دارن فکر میکنن شاهزاده با اسب سفید فقط باید بیاد خواستگاری
mortezaghavamean

mortezaghavamean

1 سال پیش
یعنی همه تون نامرد ین اگه دختراتونو به همچین دامادی که گفتین ندین بزارین اینقدر تو خونه بمونن تا قشنگ جا بیفتن
تگزاس 2
%97
پس از ماجراهای قسمت اول تگزاس ساسان به همراه بهرام و آلیس به ایران برمی گردند. پدر بهرام آقا بابک و مادر ساسان سوری جون به دنبال آنها می آیند، اما ساسان نمی داند که آن دو زن و شوهر هستند. بهرام با یک اشتباه جدید دلارهای خود در چمدان جاساز کرده، چمدان جابه جا می شود، آدم های کارلوس به سراغ آنها می آیند و ساسان و بهرام دوباره وارد ماجراهای جدیدی می شوند.
filimo